|
دختری می رفت. پسری او را دید و دنبال او روان شد. دختر پرسید که چرا پس
من مي آيي ؟ پسر گفت : برتو عاشق شده ام . دختر گفت : برمن چرا عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو . پسر از آنجا برگشت و دختري بدصورت ديد ، بسيار ناراحت شد و باز نزد دختر رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ دختر گفت : تو راست نگفتي . اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي.
|