|
دانشگاه که می رفتم تقریباْ ماهی یه دفعه با دوستامون دسته جمعی میرفتیم کوه. خیلی خوش میگذشت. موقع برگشتن تو اتوبوس بر حسب اتفاقهایی که افتاده بود یا حرفهایی که زده شده بود "ترین ها" رو انتخاب می کردیم، مثلاْ به کسی که افتاده بود تو آب میگفتیم خیس ترین، یا به کسی که تیپ درست و حسابی زده بود می گفتیم خوش تیپ ترین و ... . نمی دونم چرا امروز یاد اون وقتها افتادم. می خواهم برای دوستای وبلاگم "ترین ها" رو انتخاب کنم و فکر کنم هرکسی خودش بفهمه که چرا این "ترین" رو براش انتخاب کردم
سروشی: غریبه ترین
تیستوسبزانگشتی: مدیرترین
آرین: مهربانترین
باز حرف دل یک بیدل (فانوس خیس): باوفاترین
بخت خاک: دیر به دیر ترین
آخرین خاطره: رک ترین
دنیای من: بانظرترین
علی صالحی: شاعرترین
رامین: داداش کوچولوترین
حرفهای من با خودم : خانم گل ترین
مرگ سیاه: تکان دهنده ترین
|